عباس اقبال آشتيانى

144

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

گرفت و او را كه صلاح الدين ايوبى به اين حكومت گماشته بود بشام فرستاد بعد حصن كيفا ( در مشرق ديار بكر و شمال شرقى ماردين و كنار دجلهء عليا ) را نيز مسخر ساخت و بدون آنكه در صدد جنگ با مغول درآيد بمصر برگشت و مغول در اين ضمن آذربايجان و گيلان و ولايات ديگر متعلق بجلال الدين را زير و زبر كرده براى گذراندن زمستان بدشت موقان رفتند . با وجود بلاى خانمان‌سوز مغول سلاطين الجزيره و شام و مصر دست از نفاق با يكديگر و جنگ خانگى برنداشتند و سال بعد يعنى در 630 از طرفى علاء الدين كيقباد سفيرى به خدمت اوگتاىقاآن فرستاده اطاعت از او را گردن نهاد و بر سر الملك الاشرف تاخته شهر اخلاط را از او گرفت و الملك الكامل در سال 631 به كمك برادر شتافته با 16 نفر از ملوك ايوبى مثل الملك المظفر و الملك الصالح و الملك الاشرف و الملك الحافظ برادران او و الملك المعظّم تورانشاه ( 647 - 648 ) پسر عم خود به طرف ممالك روم حركت كرد و خواست از گدارهاى قزل‌ايرماق ( نهر ازرق ) بگذرد ولى نتوانست ناچار عده‌اى از قشون خود را از طرف فرات به شهر خرتبرت ( حصن زياد يا خرپوت ) فرستاد و علاء الدين به مقابلى ايشان شتافت ولى سلاطين ايوبى كه در خدمت الملك الكامل بودند از يارى او سرپيچيدند و پيش خود چنين تصور كردند كه اگر بلاد روم به تصرف الملك الكامل درآيد آن را بر سلاطين ايوبى تقسيم خواهد كرد و شام و مصر را به كلى از چنگ ايشان بدر خواهد برد به همين جهت الملك الكامل قادر به جنگ با علاء الدين نشد و پادشاه سلجوقى روم خرتبرت را مسخر خود ساخت و سال بعد كه قشون الملك الكامل متفرق گرديد و خود او و اقارب ايوبيش به ممالك خويش برگشتند علاء الدّين شهرهاى رها ( اورفه ) و حرّان را گرفت و در رها سه روز قتل‌عام كرد و از مردم عيسوى و مسلم آن بسيارى را كشت و كليساها غارت نمود و كتب و صليب و آلات زرينه و سيمينهء آنها را به غارت برد و چون به ممالك خود برگشت الملك الكامل برها آمده آن شهر و حرّان را از قشون سلجوقى پس گرفت و سپاهيان او نيز در اين حمله به مردم صدمات بسيار وارد آوردند . قشون مغول در اين فاصله از طرفى گنجه را تسخير كرده داخل ارمنستان شدند و از طرفى ديگر در سال 633 از اربل و نينوى گذشته در سال 634 به طرف